یواشکی!
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:18
از سری مشکلات بی خبری یار از دچار شدن اینه که نمی تونی با خودش حرف بزنی بعد مجبوری مخ بقیه رو کار بگیری! طفلک همه ی دوستام با هم! :)))))))
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:18
بعد این حماقتایی که دارم خرج می کنم اگه توهم باشی شاکی میشم به مولا! پ.ن: همچنان دارم آشپزی می کنم؛دارم می میرم از خواب ولی حوصله ندارم جمع کنم بساطم رو برم بخوابم :| ب.ر.پ: حاجی شرفم جلو عالم و آدم رفت! یکی نیس بگه مرض داری قرصی که توش آرام بخش داره می خوری میری اتاق بالا؟ :|
میان خون
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 9:18
سخته فکر این که من بسازمت واسه یکی دیگه ... ولی مگه عشق غیر از اینه که پای همه چیش وایسی حالا هرچی که می خواد بشه؟ :) xa0 پ.ن: چی بکشم منxa0۱:۰۵ - ۱ ظهر ...
تنها در خانه
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 16:45
ناموسن امشب فقط خودمم تو خونه ها .... ااااا باورم نمیشه :))))) یه جورایی حس باحالیه :دی
گشنگی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 3:57
الان دقیقا ۹۷ دقیقه س که بیدار شدم؛ از این ۹۷ دقیقه ۶۵ دقیقه اولش رو مشغول پر کردن معده م با میوه، بلال، چلو مرغ و پنیر و کره با مربا بودم! بعد از اون هم فقط واسه این متوقف شدم که فکم درد گرفته بود ... این چه گشنگی ایه که به جونم افتاده ناموسا؟؟؟؟؟
قبول کن راه نداره!
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 7:56
باز دم عروسی و سفر سرما خوردم!این حقه ناموسا؟ :| xa0 پ.ن: پیرو اعلامیه ی "دختر باید قبل غروب آفتاب خونه باشه" فعلا محروم البرنامه و محروم الکوه و محروم الزندگیم ظاهرا!اون وقت سه شمبه تمرین سنگه! ناموسا میشه نرفت آخه؟؟؟؟ بعدم پنج شمبه جمعه م نرم جنگل حتما! دیه چی؟ :|
مرخصی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 17:16
میگه یه هفته تعطیلش کن بهش فک نکنمیگم باشه ولی از همین الان همه ی انرژی بی نهایتی که داشتم این چند وقته فروکش کرده ...
گزارش زنده از مراسم تشمال زنی و سورچرونی در ماتحت بنده!
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:34
لامصب دچارتم حالیته؟؟؟؟؟ + حاجی ناموسن تو از کجا پیدات شد؟
گل عروس
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:18
از عصری تا حالا نشستم دنبال آهنگ واسه عروسی دختر عموم می گردم. یه فاز باحالیه آدم دلش می خواد عروس شه :))))) xa0+ یکی بیاد من رو بگیره حیفم ها!xa0
نرو
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:18
دیدی داری در میری؟ بعد این همه وقت اومدی انقد زود نرو حداقل ... xa0
اتوبان
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:04
چقد راحت دل آدم اتوبان میشه :-" پ.ن: ناموسا ولی خیلی ضایعس!
انتظار
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:03
امشب از اون شباییه که هیچ دلیلی واس بیدار موندن ندارم ولی نمی خوابم ... منتظرم؛ منتظر چی؟ نمی دونم! xa0 + مریض بگیر بکپ خو! دهع! :|
تحمیل
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
چیزی که واضحه اینه که می خوام حرف بزنم؛ چیزی که واضح نیست اینه که نمی دونم چی می خوام بگم بهت ... و این دقیقن نتیجه ی مستقیم اجباریه که واسه حرف زدن باهات به خودم تحمیل کردم :|
سجاده
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
نماز خوندن روی سجاده ی مامان با همه جای دنیا فرق داره؛ کیلو کیلو حس پاکی میریزه رو سرت ...xa0
وقتی جاذبه جا به جا شد!
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
مثل طلوغ خورشید از مغرب بود؛ صفر و یکی که تبدیل به "چرا باید ... ؟" شد xa0 پ.ن: کاش سبک شده باشی از حرف هایی که در من رسوب می کنند.
سنگ صبور
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
+ آدمایی که کسی رو ندارن که سیاه ترین حرفاشون رو بهش بگن چی کار می کنن؟ xa0 xa0من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که اون یه نفر نمی تونه همسر آدم باشه؛ چون حتی بین زن و xa0شوهرها xa0 xa0 xa0هم باید مرزهایی باشه. xa0 xa0واقعا کسایی که همچین دوستی ندارن چه خاکی تو سرشون می ریزن؟ - xa0در جریان نیستمxa0 xa...
بی وفا
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
کجا ماندی ای لیلی قصه ها که مجنون شده کوهی از غصه ها برو ای کبوتر به یارم بگو فتادم ز پا بی وفا بی وفا xa0 پ.ن: حال امشبم دقیقن مثل حال دو سال پیشمه ... اون موقع معین بود و لحظه ها رو با تو بودن، حالا سالار عقیلیه و نگارا ...xa0
تو از کجا پیدات شد ...
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
وقتی دلت از دست رفت،xa0یعنی یکی دنیات شد یعنی بپرسی هی ازش تو از کجا پیدات شد تو از کجا پیدات شد ... xa0 پ.ن: واقعی ای آیا؟xa0
مبادله کالا با کالا
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
ناموسن چرا خصوصی میذاری نمیگی کی ای؟ نمی دونی چقد فضولم من مگه؟xa0بگو کی ای تا بنویسمxa0
من طفلکی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 20:39
چقد حس طفلک بودن به آدم دست میده وقتی ۴۸ ساعت کلا نباشه و حتی به نفرم نپرسه هوی یارو کجایی ... پ.ن: حالا بعد باید بیام از گره های این ۲ روزم بگم! xa0 پ.ن: فک کنم بدونم کی هستی ولی اگه اونی باشی که فک می کنم ناموسا باورم نمیشه هنوز می خونی منوxa0