پ.ن: همچنان دارم آشپزی می کنم؛دارم می میرم از خواب ولی حوصله ندارم جمع کنم بساطم رو برم بخوابم :|
ب.ر.پ: حاجی شرفم جلو عالم و آدم رفت! یکی نیس بگه مرض داری قرصی که توش آرام بخش داره می خوری میری اتاق بالا؟ :|
برچسب: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت,زان یار دلنوازم شکریست با شکایت hafezdivan,زان یار دلنوازم شکریست با شکایت تعبیر,زان یار دلنوازم شکریست با شکایت کریمی,زان یار دلنوازم شکریست با شکایت مستانه,آهنگ زان یار دلنوازم شکریست با شکایت,معنی زان یار دلنوازم شکریست با شکایت,معنی شعر زان یار دلنوازم شکریست با شکایت,تعبیر غزل زان یار دلنوازم شکریست با شکایت,شرح غزل زان یار دلنوازم شکریست با شکایت,
نویسنده: ابوالفضل رفیعی