خرید بک لینک
تا در تو نظر کردم رسوای جهان گشتم آری همه رسوایی اول ز نظر خیزد

عقل می خواست کزان شعله چراغ افروزد برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد

دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند دل غم دیده ما بود که هم بر غم زد

ای عزیزی که به کس جز تو نظر نیست مرا مدتی می گذرد کز تو خبر نیست مرا

هرچه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن یا که چو می روی مرا وقت سفر خبر مکن

پ.ن: در راستای مکالمات امروز من و پونه تو پارک ملت :))))

تو کیستی که محال از تو شکل می بندد
خیال، پشت خیال از تو شکل می بندد
تو کیستی که هوا را گرفته ای از من
خودم که هیچ، خدا را گرفته ای از من

برچسب: وصف حال من, نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 23:59

صفحه بندی