یه لحظه انقدر احساس مسئولیت می کنم که میگم هرچه بادا باد، برم که هرکاری از دستم برمیاد بکنم، یه لحظه بعدش از فکر امکان فارغ التحصیل نشدن چنان وحشت برم میداره که همه ی دغدغه های داشته و نداشته م رو حاشا می کنم!
اون وقت تو این گیر و دار راض از من می خواد دلش رو قرص کنم ... پس کی دل من رو قرص کنه؟ :(
برچسب: شورانگیز طباطبایی,شورای نگهبان,شورای ملی ایران,شورای ملی مقاومت,شورای شهر تهران,شورای حل اختلاف,شورای عالی, فرهنگی,شورای عالی امنیت ملی,شورای عالی انفورماتیک,شورای شهر,
نویسنده: ابوالفضل رفیعی